گفت و گو با علی پیرهانی؛ دومین مرد چند زبانه دنیا، مسلط به 19 زبان

نوشته شده در نوشته شده در جالب, مقالات, نکات آموزشی

چند ماه پیش برای اولین بار یکی از روزنامه های کشورمان با یک نخبه ایرانی که دومین مرد چند زبانه دنیا است، مصاحبه ای انجام داد که برای من بسیار جذاب بود و حس کنجکاوی را در من برانگیخت تا بیشتر درباره این جوان موفق ایرانی بدانم! چرا که او با وجود سن کمی که داشت توانسته بود به تنهایی و به شیوه ابتکاری خود ۱۸ زبان زنده دنیا را یاد بگیرد. در سن چهارده سالگی نهج البلاغه را به سه زبان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی ترجمه کند و در حال حاضر با یک تکنیک جدید و خلاقیت در شیوه تدریس ۱۸ زبان دنیا را به شکلی جذاب و در کوتاهترین زمان آموزش دهد.

بعد از آن مصاحبه، چند روزنامه پرتیراژ، رادیو و تلویزیون با این جوان موفق ایران گفت و گو کردند و من هر بار که درباره علی پیرهانی می خواندم و می شنیدم، حس افتخار و غرور ملی تمام وجودم را فرا می گرفت و به این نخبه ایرانی می بالیدم و دوست داشتم که یک روز از نزدیک با او به گفت و گو بنشینم و صمیمی تر از همه با او صحبت کنم.

گذر روزگار بر وفق مراد من گذشت و یک روز این نخبه جوان را در خبرگزاری آریا رو در روی خود مشاهده کردم نمی توانستم باور کنم که او علی پیرهانی، دومین مرد چند زبانه دنیاست.

علی پیرهانی به پیشنهاد یکی از اساتید دانشگاه به خبرگزاری آریا معرفی شده بود تا در باشگاه مترجمین آریا فعالیت نماید.

در چند روزی که با او آشنا شدم، رفتار او بیشتر مرا کنجکاو کرده است؛ او با همه مشغله کاری که دارد، دوست دارد به همه کمک کند، با همه با صمیمیت خاص صحبت می کند، در تمام طول روز یا مشغول مطالعه است، یا تدریس می کند و یا در حال برنامه ریزی است. تازگی ها نیز در حال یادگیری زبان ۱۹ ام است.

او مجبور است هر هفته برای تدریس و دیدار با اعضای خانواده به شهر همدان سفر کند اما مشقات و سختی های سفر او را از هدفی که دارد، باز نمی دارد.

در اولین فرصتی که پیدا کردم با این نخبه جوان ایرانی گفت و گویی گرم و صمیمی انجام دادم تا دوستان آریایی بیشتر با علی پیرهانی آشنا شوند و راز موفقیت این نخبه ایرانی را بدانند

▪ خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید

ـ علی پیرهانی متولد ۱۳۶۴ شهر همدان و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان.

▪ کمی راجع به خانواده خودتان توضیح دهید

ـ پدر و مادر هر دو بازنشسته هستند و دو برادر بزرگتر از خودم به نام های رضا و عادل دارم اما مثل من به زبان علاقه شدید ندارند.

▪ یادگیری زبان را از کی و چگونه آغاز کرده اید؟

ـ از سن ۵ سالگی و بدون اینکه استادی داشته باشم، شروع کردم.

▪ دلیل علاقه خودتون به یادگیری زبان را برای دوستان آریایی بیان کنید؟

ـ همیشه دوست داشتم با اکثر انسان های کره خاکی در همه اقصی نقاط جهان آشنا شوم و از آنها یاد بگیرم. دوست داشتم از فرهنگ های مختلف اطلاع داشته باشم به خاطر همین یادگیری زبان را بهترین وسیله برای رسیدن به هدف خویش انتخاب کردم.

▪ یادگیری کدامیک از زبان ها را اول شروع کردید و چرا؟

ـ فرانسه. ابتدا الفاظ را دست و پا شکسته و تنها به صورت کاراکتر و شکل ظاهری شان در ذهنم ثبت می کردم و سپس سعی می کردم یک فرم کلی در ذهنم بسازم.

▪ زبان مورد پسند خودتان چیست؟

ـ آلمانی و فرانسه را بیشتر دوست دارم.

▪ ۱۹ زبانی که یاد گرفته اید و تدریس می کنید، کدامند؟

ـ فرانسه، آلمانی،اسپانیایی، ایتالیایی، انگلیسی، هندی، هلندی، رومانیایی، سوئدی،روسی، عربی، عبری، ترکی، پهلوی، پرتغالی، اسپرانتو، فنلاندی، سواحیلی، یونانی

▪ در روز چند ساعت را برای مطالعه زبان اختصاص می دهید؟

ـ ۱۲ ساعت

▪ از جمله مهمترین سوابق کاری خودتان به چند مورد اشاره کنید.

ـ ترجمه نهج البلاغه به سه زبان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی.

ـ طراحی سیستم آموزش زبان خارجه

- ترجمه کتاب و متون خارجی

▪ در حال حاضر به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟

ـ در حال حاضر سیستم آموزشی جدید یادگیری زبان را طراحی می کنم و در کنار آن به کار ترجمه کتاب مشغول هستم.

▪ با توجه به فعالیت زیادی که انجام می دهید، شما چگونه برنامه ریزی می کنید؟

ـ من هر روز از کوچکترین امور گرفته تا مهمترین کارهایم را برنامه ریزی می کنم و در دفترچه ای کوچکی که همیشه همراهم هست، یادداشت می کنم. هر شب برنامه روزانه ام را یک بار ارزیابی می کنم و بر اساس آن برای فردا نیز برنامه ریزی می کنم.

▪ اصلی ترین عامل موفقیت خود را چه می دانید؟

ـ تلاش و باز هم تلاش.

▪ چه کسانی در موفقیت شما نقش داشته اند؟

ـ اول لطف خداوند بزرگ بوده ، سپس راهنمایی های بزرگان.

▪ نوآوری شما در یادگیری زبان چه بوده است؟

ـ با سیستم آموزشی من، هر دانشجو می تواند هر زبانی را که بخواهد در مدت چهار ماه یاد بگیرد.

▪ آیا همگان می توانند زبان را یاد بگیرند؟

ـ بله. کافی است کمی علاقه داشته باشی و تلاش کنی.

▪ در اوقات فراغت چکار می کنید؟

ـ پیاده روی می کنم یا برای شنا به استخر می روم.

▪ برنامه تان برای ادامه راه چیست

ـ تصمیم دارم در زمینه های فرهنگی بیشتر کار کنم به عنوان مثال در حال حاضر مشغول مطالعه عمیق فلسفه غرب و مقایسه آن با نهج البلاغه هستم.

▪ آیا دوست ندارید نفر اول چند زبانه دنیا باشید؟

ـ چرا، دوست دارم و در کنار فعالیت های دیگری که انجام می دهم به یادگیری زبان های دیگر دنیا نیز مشغول هستم.

▪ هم اکنون نفر اول چند زبانه دنیا کیست؟ با چند زبان؟

ـ آقای جک ریچارد آمریکایی هم اکنون نفر اول چند زبانه دنیاست. او مسلط به ۲۳ زبان دنیاست.

▪ آیا تابحال با نفر اول چند زبانه دنیا مواجه شده اید؟

ـ به صورت حضوری نه، اما طی تماس تفلنی که داشتیم جک ریچارد از اینکه مرا پشت سر خود می دید، ابراز خوشحالی کرد و از من خواست که تمام تلاش خود را بکنم تا به او برسم. این را هم بگویم که آقای جک ریچارد ۶۳ ساله هستند و من هنوز وقت دارم تا رکورد او را بشکنم.

▪ با توجه به هوش بالایی که دارید، آیا تابحال افت تحصیلی داشته اید؟ علت آن چه بود؟

ـ آری- ترجیح می دهم راجع به این موضوع صحبت نکنم. فقط این مطلب را بگویم که ای کاش برخی از اساتید دانشگاه ما، تحمل استعدادهای جوان را داشته باشند تا به خاطر اینکه روزنامه ها و رادیو و تلویزیون با من مصاحبه کرده اند، نتوانند حضور مرا در دانشگاه و در کلاس درس تحمل کنند.

▪ به نظر شما آیا امکانات کافی برای رشد استعدادها در کشور فراهم است؟ شما چقدر از این امکانات بهره برده اید؟

ـ خیلی کم. اما من تقریبا از این امکانات اصلا استفاده نکرده ام.

▪ به عنوان یک نخبه از مسئولین چه انتظاری دارید؟

ـ کمی به حرف های ما گوش کنند و نسبت به خواسته های ما پاسخ های روشن و شفاف ارایه نمایند من با وجود اینکه ۱۹ زبان دنیا را یاد گرفته ام و تدریس می کنم هنوز عضو سازمان نخبگان کشور نیستم.

▪ شما تدریس هم می کنید؟

ـ بله. چند روز هفته به زادگاه خود می روم و به صورت خصوصی تدریس می کنم. در تهران نیز شاگردانی زیاد دارم که در زبان های مختلف برایشان تدریس می کنم.

▪ آیا فکر می کنید در آینده می توانید شغل مناسبی داشته باشید؟

ـ نمی دانم. هنوز دوست دارم یاد بگیرم و در کنار یادگیری به صورت پراکنده در زمینه های مختلف کار می کنم به خاطر همین نمی دانم در آینده شغل ثابتی خواهم داشت یا نه؟

▪ اگر اجازه دهید، می خواهم چند سئوال خصوصی تر و صمیمی تر بپرسم!

ـ من حاضرم. بفرمائید.

▪ از رابطه خود با خدا بگویید.

ـ همه چیز را مدیون خدا می دانم. چطور می توانم در حد فهم دینی خود رابطه بندگی با معبود خویش نداشته باشم. در همه حال تسلیم خواست و اراده خالق یکتا هستم و در همه کارهایم به او توکل می کنم.

▪ از اینکه خداوند این استعداد را به شما ارزانی داشته تا بتوانید به ۱۹ زبان دنیا سخن بگویید و تدریس کنید، چه حسی نسبت به خالق یکتا پیدا کرده اید؟

ـ در درجه اول بسیار خوشحال هستم اما هیچ وقت نمی توانم به خاطر لطف بزرگی که بر من ارزانی داشته است او را سپاس گزارم و شکر این همه نعمت هایش را که به من داده است، به جا آورم.

▪ آیا مرد دوم چند زبانه بودن دنیا، در زندگی شخصی، رفتار با پدر و مادر و دوستانتان تغییری ایجاد کرده است؟

ـ خیر. من همیشه مطیع پدر و مادرم بوده ام و همیشه به آنها احترام می گذارم و در حال حاضر نیز با وجوداینکه باید برای تحصیل و انجام برخی کارها در تهران باشم، اما سه روز هفته را در کنار والدین خود هستم.

رابطه ام با دوستانم تغییری نکرده است اما محدودتر شده است چرا که دیگر وقتی برایم نمی ماند که با همه دوستانم مثل سابق رابطه داشته باشم.

▪ در ماه مبارک رمضان از خدا چه می خواهید؟

ـ گشایش راه های پربرکت برای جوانان را از خداوند بزرگ می خواهم تا از این طریق جوانان ما خود را باور داشته باشند و قدم های بزرگ تر بردارند و ثابت کنند که جوانان ایرانی نیز می توانند کارهای بسیار بزرگ انجام دهند.

▪ شما چندین سال پیش یعنی زمانی که ۱۴ ساله بودید نهج البلاغه حضرت علی (ع) را به سه زبان فرانسوی، آلمانی و انگلیسی ترجمه کردید، چرا؟

ـ در ابتدا دلیل این تصمیم را مطالعه کتاب «پیغمبر و دیوانه» می دانم. شنیده بودم که این کتاب یک نمونه برداری ساده از نهج البلاغه است. این کتاب را مطالعه کردم سپس تصمیم گرفتم به مطالعه نهج البلاغه بپردازم در همان زمان بود که شیفته حکمت های آموزنده امام علی (ع) شدم و تصمیم گرفتم نهج البلاغه به صورت ساده و شیوا به زبان های دیگر ترجمه کنم تا دیگران نیز از این حکمت ها پند گیرند.

▪ آیا زحمات شما در این رابطه به ثمر نشست؟

ـ هر چند که هنوز ترجمه های من به صورت کتاب چاپ نشده است اما من مزد زحمات خود را گرفتم و با حکمت هایی که از مولا علی (ع) گرفتم در مسیر موفقیت و پیشرفت قدم گذاشتم و تا به امروز نیز خدا را شکر می گویم که موفق بوده ام.

باز هم دوست دارم نهج البلاغه را به زبان دیگر دنیا نیز ترجمه کنم.

▪ شما قبل از مصاحبه درخواستی از من داشتید، اگر دوست دارید آن درخواست را برای دوستان آریایی هم تکرار کنید

ـ علی پیرهانی سکوت می کند!

سکوت علی پیرهانی را به حساب رضایت می گذارم و آن درخواست را خودم برای دوستان آریایی بازگو می کنم. علی پیرهانی قبل از مصاحبه به من گفت که در همدان به صورت رایگان برای نوجوانانی که امکان مالی برای شرکت در کلاس های کنکور را ندارند، زبان های انگلیسی و عربی تدریس می کند و از من خواست که اگر بتوانم به او کمک کنم تا این امکان در تهران نیز برایش مهیا شود.

من نیز در درجه اول بنا به رسالت خبری که دارم، اطلاع رسانی می کنم.

▪ اما ادامه مصاحبه و انگیزه علی پیرهانی از تصمیم مهمی که گرفته است.

ـ فکر می کنم حداقل الان زمان آن رسیده باشد که کوچکترین کار را برای این عزیزان انجام دهم.

▪ آیا فکر نمی کنید این کار شما از ثمرات ترجمه و مطالعه نهج البلاغه مولایمان علی (ع) باشد؟

ـ قطعا همین طور است. اما من هنوز در اول راهم و باید بیشتر به فکر این عزیزان باشم.

▪ در مورد کلماتی که می گویم اولین چیزی که به ذهن تان می رسد بگویید؟

ـ خدا= همه چیز من

ـ استعداد= قبول ندارم فقط تلاش باید کرد

ـ پدر و مادر= برایم عزیزند

ـ نهج البلاغه= برادر قرآن و استاد اخلاق من

ـ دوست= خوبش خوب است

ـ ایران= مرز پرگهر و سرزمین دلیران

ـ همدان= ابوعلی سینا

ـ راز موفقیت= تلاش

ـ فرار مغزها= تأسف

ـ تفریح=تفریحات سالم خوب است

ـ فوتبال= علاقه ندارم

ـ رنگ = سفید رنگ پاکی است

ـ عدد شانس = ۷

ـ غذای لذیذ= کباب

ـ علی پیرهانی= زبان

ـ زبان= عشق من

▪ مایل هستید این گفت و گو گرم و صمیمی را با تعریف دوباره خاطره شیرینی که قبل از مصاحبه برای من تعریف کردید برای دوستان آریایی به پایان برسانیم.

ـ بله.

▪ بفرمایید.

ـ فردای روزی که در تلویزیون مصاحبه داشتم، در میدان آرژانتین منتظر تاکسی بودم و در کنارم یک زن و شوهر ایستاده بودند و به من نگاه می کردند. خودم رو خوب نگاه کردم که چرا این جوری نگاهم می کنند. اما هر چه قدر دقت کردم علت را نفهمیدم تا اینکه آن زن به شوهرش گفت که این پسر جوان همان آقایی که ۱۸۰۰ زبان می داند. من که این را شنیدم دیگر نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم و خندیدم و گفتم ببخشید خانم فکر کنم یا شما مرا با یکی دیگر اشتباه گرفتید یا اینکه شمارش از دستتان در رفته است من فقط ۱۸ را یاد دارم.

▪ از اینکه وقت ارزشمند خودتان را در اختیار ما قرار دادید بسیار متشکریم.

ـ من نیز از شما سپاسگزارم.

 

گفت و گو از : علیرضا تاجریان

 

منبع : خبرگذاری آریا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *